کافه، خانه ای دور از خانه...


کافه، خانه ای دور از خانه...
مرضیه لرکی
شهرخوانی
مرضیه لرکی
۱۴۰۵/۰۶/۰۴

گزارشی از دومین نشست شهرخوانی در اهواز


در عصر حاضر که هر روزه شاهد تغییر در همه‌ی عرصه های زندگی هستیم و با توسعه‌ی شهرسازی مدرن، بحران مکان و فضاهایی که محل ارتباط و تعاملات اجتماعی میان مردم باشند به یکی از دغدغه های طراحان شهری تبدیل شده است. خوب است بدانیم که مکان تنها یک سرپناه برای گذران زندگی نیست بلکه عاملی است که باعث معنادهی به ارتباط انسان با محیطی گردیده که در آن زیست کرده و زمینه‌ی شناخت انسان از خود را فراهم می‌کند. فضاهای جمعی از مهمترین عناصر ساخت فضایی شهر و بستر شکل‌گیری فعالیت‌های مختلف فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی هستند و این مهم در ارتقاء کیفیت زندگی مردم تاثیر بسزایی دارد.

هابرماس جامعه‌شناس آلمانی عرصه‌های عمومی را به معنی دقیق کلمه عرصه‎ای می‌داند که حد و حدودی برای فعالیت آن وضع نشده و به نوعی از آن بعنوان حوزه‌ی عقلانی‌، حقیقت‌یاب و حقیقت‌ساز جامعه تعبیر می‌کند. این حوزه، عرصه‌ی تفکر، گفت وگو، استدلال و زبان است. از جمله این فضاها می‌توان به باشگاه ها، کافه ها، روزنامه ها و مطبوعات اشاره کرد که در واقع طلایه دار و پیشگام روشنگری  به شمار می‌آیند.

این عرصه‌ها در بسباری از مواقع محل  بحث و گفت و گو درباره‌ی مسائل عمومی جاری در جامعه می‌باشند، رشد و گسترش این فضاها لزوماً تابعی از روند نوسازی و مدرنیسم نیست و حتی می‌توانند در جامعه‌ی سنتی نیز شکل بگیرند.

 

دومین نشست شهرخوانی در آخرین پنجشنبه‌ی خرداد ماه هزار و چهارصد و دو  به گفت و گو درباره‌ی یکی از پرطرفدارترین و تأثیرگذارترین عرصه‌های عمومی در شهر یعنی کافه ها پرداخت، شهروندان در خلال این نشست به کیفیت ساخت، طراحی داخلی و معماری کافه‌ها اشاره کرده و درباره‌ی ویژگی‌های کافه‌ی ایده آل خود که البته حاصل یک گفت وگوی جمعی بود پرداختند. به مواردی  همچون نور، استفاده از گیاهان و چیدمانی که حریم خصوصی‌شان را رعایت کرده و فضایی دنج‌‌، آرام و امن را برای آنها فراهم کند تا بتوانند ساعات فراغت خود را با آسایش خیال در آنجا بگذرانند و جزییات یک فضای دلچسب اشاره کردند.  

شهروندان کافه هایی را مطلوب دانستند که معرف هویت شهر باشد و برایشان اهمیت داشت که کافه بیشتر از اینکه محلی مجلل و بقول ‌امروزی‌ها لاکچری باشد فضایی در خور و صمیمی برای ایجاد ارتباط باشد زیرا که "ارتباط بنیاد شکل گیری اجتماع است" و رفتار کافه دار و برخورد کسانی که در کافه خدمات رسانی می‌کردند را یکی از ویژگیهایی می دانستند که باعث می‌شد یک کافه به فضای مورد علاقه و به نوعی پاتوق آنها تبدیل شود با توجه به اینکه امروزه فضاهای عمومی نظیرکافه‌ها، نقش مهمی در زندگی روزمره‌ی مردم دارند و مراجعه به این مکان‌ها نسبت به گذشته افزایش چشمگیری داشته و به تبع آن تعداد کافه‌ها نیز به طور قابل توجهی افزایش پیدا کرده است، به همین دلیل جذب مشتری و تبدیل آنها به مشتری‌های وفادار برای صاحبان کافه ها از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. از آنجایی که حس تعلق بین انسان و مکان، تعامل و پیوند عاطفی ایجاد نموده و تمایلی قوی برای حضور و ماندگاری و بازگشت به آن مکان را در پی دارد، توجه به پارامترهای کالبدی مؤثر در ارتقاء حس تعلق، بایستی از اساسی‌ترین دغدغه های سیاستگذار و سرمایه گذار این عرصه باشد..

 

اگر بخواهیم قدم را عقب تر نهاده و بطور اجمالی به پیشینه‌ی تاریخی کافه‌ها بپرداریم جا دارد به این موضوع اشاره کنیم که

در ایران پاتوق ها به دو شکل قهوه‌خانه‌ها‌ی سنتی و ‌کافه‌های مدرن رواج داشته اند. کافه ها محصول دوره‌ی تاریخی 1300 تا 1320 بودند که محفلی برای اشاعه و تبلیغ افکار و نظریه‌های نوین ادیبان و روشنفکران شهر محسوب می‌شدند. اما پس از کودتا، با بسته شدن فضای سیاسی، کافه نشینی هم برای مقابله با خطر روشنفکران محدود شد. سپس در دهه‌ی 03 و 04 کافه‌ها به شکل جدیدی رونق گرفتند.

در اواخر دوره‌ی پهلوی، قهوه‌خانه‌ها در واقع، پلی بودند بین گذشته و آینده، زیرا بسیاری از یادگارهای کهن در آنجا حفظ شده و به آیندگان منتقل می‌شد، مجالس شعرخوانی و نقالی و مداحی و هنر نقاشی قهوه‌خانه‌ای گرچه به عنوان سرگرمی مطرح می‌شد اما میراث فرهنگی و ادبی ایران زمین را پاس می‌داشت.

پدیده‌ی کافه‌نشینی به سبک جدید و روشنفکری آن در اروپای قرن 81و 91به اوج خود رسید و آنجا هم نویسندگان، شعرا و هنرمندان، پاتوق‌های مخصوص به خود داشتند که رواج مسافرت به غرب در بین قشر مرفه جامعه‌ی ایرانی‌ آن روز، با خود فرهنگ کافه‌نشینی را به دنبال آورد.

این فضا نمادی تاریخی از میل روشنفکر ایرانی به برقراری ارتباطی زنده و پویا با فضای شهر و آموختن از آن بود. (مشهور است که صادق هدایت که از خاندان‌های نخبه‌ی دور‌ه‌ی قاجار برخاسته بود، بسیاری از اصطلاحات کوچه و بازار را که بعدتر در برخی از مهم‌ترین داستان‌هایش به‌کار برد، از زبان مردم و در کافه آموخت)

از کافه‌ها که عده‌ای آن را پدیده‌ای پست مدرن و عده‌ای آن را در امتداد تکامل قهوه‌خانه‌ها در ایران دانسته‌اند، در ادبیات شهرسازی بعنوان مکان‌های سوم یاد می‌شود‌، مکان سوم نخستین بار توسط الدنبرک جامعه شناس آمریکایی، مکانی برای پناه بردن از خانه و کار استفاده شد. این مکان‌ها یکی از مهمترین نهادهای حوزه‌ی عمومی هستند که به زندگی غیر رسمی شهروندان معنا می‌دهند و با ایجاد معاشرت، همصحبتی و تعاملات اجتماعی بعنوان منبع حفاظت و تاب‌آوری در مقیاس فرد، خانواده و اجتماع عمل می‌کنند. این مکان ها همچنین باعث ایجاد نشاط و بالا بردن سطح شادی، ایجاد و تقویت فضاهای شهری سرزنده، منعطف و متنوع برای دستیابی به کیفیت‌هایی چون حس تعلق به شهر، هویت شهر، خاطره‌ی جمعی از شهر و زیست پذیری در شهر اهمیت دارد.  

در شهرهای امروز، اقدامات فراوانی در زمینه‌ی دستیابی به آرامش و شادی برای شهروندان با روش‌های عجیب و پرهزینه انجام می شود اما توجه چندانی به مکان‌های ساده که می‌توانند با کمترین هزینه، نیازهای مغفول مانده‌ی شهروندان جامعه را تأمین کنند، نشده است. توجه به این فضاها، تأمل بر محفلی است که ارتباط مهمی با آزادی، رضایتمندی و آرامش انسان دارد. هر چه جامعه تعاملات اجتماعی بیشتر و مؤثرتری داشته باشد، سالم‌تر و پویاتر خواهد بود؛ بنابراین توجه به ایجاد و شکل‌دهی اصولی مکان‌های سوم که کافه‌ها نمونه بارزی از آنها هستند، ضروری به نظر می‌رسد.

مکان های عمومی همچون کافه‌ها متناسب با نیازها و شرایط جامعه رشد و تغییر می‌کنند و امروز ما شاهد رشد و گسترش فزاینده‌ی این مکان ها هستیم که خود به جهت ایجاد فضایی برای تعاملات اجتماعی در شهر، جای خرسندی دارد. کافه ها بعنوان مکان های عمومی خدمات دهنده بر عدالت اجتماعی، سیمای شهر و رویدادهای شهری اثرگذارند و در برخی مواقع کافه ها چیزی بیش از یک مکان برای گرفتن نوشیدنی یا یک وعده‌ی غدایی هستند.

کافه‌ها با ایجاد فضای گفتگو می‌توانند به محیطی صمیمی برای ایجاد ارتباطات اجتماعی شهروندان و فرصتی برای انجام فعالیتی دلخواه و تجربه روابط اجتماعی مطلوب و گاهی هویت‌یابی در محیط و بدلیل اختیاری بودن حضور در آنها باعث ایجاد وابستگی و حس تعلق در کاربران می‌شوند و در واقع می توان از کافه‌ها  بعنوان خانه‌ای دور از خانه نام برد.

کافه ها به نیازهای معاشرت پذیری، گفت وگو، اوقات فراغت، گروه جویی و... جواب می دهند. در کافه ها اصل بر نیازهای فکری و عاطفی است. می‌توان با استفاده از این کارکردها پتانسیل‌های مختلفی را جهت حضور افراد فراهم کرد. در کل کافه ها فضاهای عمومی با مالکیت خصوصی هستند که افراد با مراجعه به آن ساعاتی از زندگی روزمره خود را با افرادی همفکر خود می‌گذارند این نکته خود گواه بر این موضوع است که کافه ها پتانسیل های مثبتی را در جهت شکل گیری زندگی عمومی دارا می باشند.

شهرخوانی در سومین نشست ار سلسله نشست‌ها به موضوع «محله با روایتی از خاطرات ما» به گفت و گو می نشیند. این نشست در تاریخ 29 ام و آخرین پنجشنبه‌ی تیرماه هزار و چهارصد و دو برگزار می‌شود.