چه کاری از دستمان برمی‌آید برای او؟


چه کاری از دستمان برمی‌آید برای او؟
فاطمه یارعلی
شهرخوانی
فاطمه یارعلی
۱۴۰۵/۰۶/۱۱

پل‌سفید، شمایلی کامل از اهوازی که می‌شناسیم


پل‌ها نماد توسعه اند و پل‌سفید، نقطه عطفی در شکل‌گیری اهوازی است که امروز در آن زندگی در جریان است. احتمالاً در هر نقطه از ایران اسمی از اهواز برده شود، تصویر این پل اولین چیزی که در ذهن مخاطب نقش می‌بندد. وقتی در مورد پل‌سفید صحبت می‌کنیم گویی خود اهواز را مجسم کرده‌ایم. کمان های بلندش، رنگ نقره‌ای و تاریخی که روایتگر شهری صنعتی در میانه استانی زیباست؛ او شبیه‌ترین موجود به این شهر است. پل سفید نه باستانی است نه محصول خردجمعی و نه اینکه معماری سرشناس و ایرانی آن را ساخته که بتوانیم آن را در زمره صنایع ملی بگذاریم! اما این پل سازه‌ای است برخاسته از رویدادهایی که در عصر صنعتی رخ داد، جایی که سنت کنار رفت و برای اهوازی صنعتی نقطه آغازی گذاشته شد.

اگرچه این پل نماد قدرت حاکمیت بود؛ اما رفته‌رفته مردم با آن رفاقت کردند، به او هویتی مردمی بخشیدند و چهره‌ای صمیمی از آن ساختند، چنانکه تصویر آن در عکسهای خانوادگی، دوستانه و عاشقانه همیشه نقطه طلایی را به خود اختصاص داده است. به مرور حضور پل‌سفید در زیست‌شهری ما، ادبیات جنوب، سینما و بسیاری از عکس‌های یادگاری ما جای خود را باز کرد و شخصیتی منحصر به فرد در میان مردم یافت؛ به شکلی که بین شهروندان اهوازی و پل‌سفید فاصله‌ای نیست. او همیشه بخشی از روایت‌های ما از شهر است و گاه حتی این پل می‌تواند راوی بخشی از زیست ما باشد.

سی‌ام فروردین‌ماه، در یازدهمین نشست از سری نشست‌های گفت و گو محور شهرخوانی، در شهر کتاب اهواز جمع شدیم تا در باره علایقمان به پل سفید گفت و گو کنیم و ایده‌هایی که برای بهبود اوضاع آن داشتیم بیان کنیم.

"کدام ویژگی پل‌سفید برایمان پررنگ است؟"  پرسش آغازین این نشست بود. یکی از حاضران در جلسه گفت اهواز را از روی پل‌سفید زیباتر می‌بینم، دوست دیگری اشاره کرد که قبل از وارد شدن به پل از دور حس خوب می‌گیرم. یکی دیگر از حاضران گفت که در اهواز زندگی نمی کرده و بعد از مهاجرت به اهواز، پل سفید نخستین چیزی بوده که از این شهر شناخته و پل ارتباط او برای شناخت اهواز بوده است و در نظر او زندگی اجتماعی مردم روی این پل برشی از زندگی است. پل‌سفید برای دیگری غروب اهواز را خیال‌انگیز کرده بود. برای دیگری صمیمیت و شناختی که نسبت به محله 24 متری و امانیه داشت را دلیل حضور همین پل در مجاورت این دو منطقه می دانست. و یکی از جالب ترین مواردی که به آن اشاره شد این نکته بود، هنگامی که ناشنوایان در زبان اشاره خود می‌خواهند به نام اهواز اشاره کنند، با دستان خود دو کمان رو به پایین ایجاد می کنند و به نوعی اهواز را مترادف با پل سفید قرار می‌دهند.

جدا از اشاراتی که جنبه احساسی در آنها پررنگ بود، گفت‌وگو پیرامون جنبه‌های تاریخی، اجتماعی و فرهنگی این پل نیز شکل گرفت؛ شهرخوان‌ها به اتفاق این پل را نمادی‌ دوست‌داشتنی می‌دانستند و بر این نکته تاکید داشتند‌ که با وجود تکثر قومیتی این شهر، همه شهروندان نسبت به این سازه پیوند دهنده تعلق‌خاطر دارند و این پل را  بخشی از هویت خود به حساب می‌آورند.

محمد درویش، کارشناس محیط زیست نیز در این نشست حضوری افتخاری داشت. او فهم اکولوژیک معمار پل، در زمان طراحی را دلیل دوام و تاب‌آوری آن در برابر دبی رودخانه‌ای 63 هزار مترمکعب در ثانیه دانست. دبی منحصر به فردی که این پل در تاریخ نزدیک به 100 ساله خودش روی رود کارون تجربه کرده است.

محمد لاری، متخصص شهرساز، در ادامه پل‌سفید را به نخ تسبیح تشبیه کرد و  مهندسی سازه یا قدمت پل را با اهمیت دانست تداوم و انتقال خاطرات مشترک ما از زمان تولد پل‌سفید را واجد اهمیت بیشتری دانست. او در ادامه سخنانش گفت که در واقع آنچه مهم است خاطرات ماست؛  چون بخشی از وجود همه ماست و با آن به عنوان همشهری معرفی می‌شویم. اشتراک است که موجب همدلی و در مراتب بالاتر نوشتن دستور کار و دغدغه مشترک می‌شود.

در بخش دوم نشست، با مطرح شدن این پرسش که «چه ایده‌ای برای پل‌سفید داریم» گفت‌وگو ادامه پیدا کرد و از زوایای مختلف به این سوال پرداخته شد. توجه به احیای حاشیه دو سوی پل با ایجاد کاربری‌های مطلوب محسوس‌ترین موردی بود که بارها در گفت و گو ها به آن اشاره شد. همچنین  پیشنهاد شد به منظور حفظ جایگاه اجتماعی- فرهنگی و ارزشمند نگاه داشتن پل‌سفید، نمایشگاه‌ عکس با محوریت این پل برگزار شود؛ البته نه در مجاورت پل چرا که هم ازدحام جمعیت هم می‌تواند مسئله‌ساز باشد هم اینکه توجه به حواشی پل و احیای آن لااقل به لحاظ بصری تأثیرگذارتر خواهد بود. محمود گل، فعال فرهنگی، به پارکینگ جنب پل اشاره کرد که با افتتاح پارکینگ خیابان طالقانی می‌توان از آن در زمینه حوزه گردشگری جنب پل استفاده کرد. نصب و بهبود وضعیت سنگ‌فرش‌ها، الحاق مبلمان مناسب، نورپردازی‌های متنوع و حذف رنگ‌ و نقاشی‌های اطراف آن به منظور شاخص شدن هلال‌هایش از موارد دیگری بود که به آنها اشاره شد.

با اشاره به بی‌اعتنایی و انفعال مسئولین، فعالان محیط زیست و شهرساز، نظارت بر سازه پل و حفاظت از شهروندان با راه‌اندازی دوباره‌ی اتاقک‌های نگهبانی در دو سمت پل خواسته دیگری بود که شهرخوانان توجه به آن را واجد اهمیت دانستند.

به نظر مهم‎‌ترین و چالش‌برانگیزترین موردی که در این جلسه اشاره شد، تردد خودرو از روی این پل و تبدیل آن به  پیاده‌راه بود. برخی، محل قرارگیری بیمارستان رازی و اشراف پل به آن را مهم دانستند و منع تردد خودرو را برای خودروی بیماربر نادرست دانستند؛ هرچند توجه به سن سازه و آستانه تحمل بار آن نیز بر تغییر کاربری این پل دارای اهمیت دانسته شد. بنا نبود تصمیمی گرفته شود اما آنچه واضح است اهمیت حفظ ساختار اجتماعی اطراف پل برای زنده نگه‌داشتن شهر و آن‌طور که محمد درویش یادآور شد، شاخصه توسعه‌یافتگی بی‌شک در شهرهای امروزی وجود و ایجاد مسیرهایی مختص پیاده‌روی است که عبور هرگونه وسیله نقلیه از آن ممنوع است؛ یعنی هرچه پیاده‌راه بیش‌‍‌تر توسعه‌یافتگی بیش‌تر.

در هر حال پل‌سفید به لحاظ کارکردی، القای حس امنیت، زیبایی‌شناسی و جانمایی درست، خوش اقبال بود. او برای اهواز حکم میدان آزادی تهران یا سی‌و‌سه پل اصفهان را دارد. حفظ و پاسداشت سازه‌ای که ایجاد تعاملات شهروندی را ممکن می‌کند، توسط ما شهروندان و متخصصان، برای این شهر ضروری‌ است. همانطور که یکی از شهرخوان‌ها در نشست گفته بود اگر قنات نماد اقلیم و سخت‌کوشی ا‌ست، پل‌سفید هم نماد اهواز مدرن است.

چند روز پس از این نشست، نمایشگاه عکسی از روزهای ساخت پل‌سفید در شهرکتاب برگزار شد که تا پایان اردیبهشت ماه برقرار خواهد بود. بد نیست هر شهروند اهوازی برای دیدن عکسهایی منحصربفرد از پیکره سفیدی که سالهاست بر تن رود کارون سایه انداخته دیدن کند.